خداوندا، نجاتم دِه سرود صعود.
۱در تنگی خود خداوند را میخوانم، و مرا اجابت میفرماید.۲خداوندا، رهاییام دِه از لبانِ دروغگو و زبانِ حیلهگر!۳ای زبانِ حیلهگر، او با تو چه کند؟ بیش از این تو را چه دهد؟۴تیرهای تیزِ مرد دلاور را، با اخگرهای سوزانِ درخت رُتَم!۵وای بر من که در ماشِک اقامت گزیدهام، و در میان خیمههای قیدار ساکن شدهام!۶چه به طول انجامید سکونت من با مردمانی که صلح را دشمن میدارند!۷من مردِ صلحام؛ اما چون دهان به سخن میگشایم، ایشان سرِ جنگ دارند!
پایان مزامیر ۱۲۰ · ۷ آیه
