بر خدا توکل خواهم کرد برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’کبوتر بر درختان بلوط دوردست‘. مزمور داوود. غزل. آنگاه که فلسطینیان او را در جَت گرفتار کردند.
۱خدایا، مرا فیض عطا فرما، زیرا انسان بر من پا میگذارد! همۀ روز، مهاجمان بر من ستم روا میدارند.۲تمام روز، مخالفان مرا لگدمال میکنند، زیرا بسیاری متکبرانه با من میجنگند.۳آنگاه که ترسان شوم، بر تو توکل خواهم کرد.۴آری، بر خدا توکل خواهم کرد، بر خدایی که کلامش را میستایم. و ترسان نخواهم شد؛ انسان خاکی به من چه تواند کرد؟۵همۀ روز سخنان مرا تحریف میکنند، و همۀ تدبیرهایشان برای آزار من است.۶دسیسه میکنند، در کمین مینشینند، و گامهایم را میپایند، زیرا قصد جان من دارند!۷با این همه شرارت، آیا جان سالم به در خواهند برد؟ خدایا، در خشمِ خود قومها را سرنگون ساز!۸تو شمار آوارگیهایم را نگاه میداری، و اشکهایم را در مَشک خود مینهی! آیا آنها در دفترِ تو نیست؟۹پس آنگاه که یاری بخواهم، دشمنانم واپس خواهند نشست. این را نیک میدانم که خدا با من است.۱۰آری، بر خدا توکل میدارم، بر خدایی که کلامش را میستایم، بر خداوندی که کلامش را میستایم.۱۱و ترسان نخواهم شد؛ آدمی به من چه تواند کرد؟۱۲خدایا، نذرهایم را به تو باید ادا کنم؛ قربانیهای شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد.۱۳زیرا که تو خدایا، جانم را از مرگ رهانیدی، و پاهایم را از لغزش بازداشتی، تا در نور زندگی در حضور خدا سالک باشم.
