دلدار

۱من نرگسِ شارونم، من سوسن وادیهایم.

دلداده

۲همچون سوسنی در میان خارها، همچنان است دلدار من در میان دختران!

دلدار

۳همچون درخت سیبی در میان درختان جنگل، همچنان است دلدادۀ من در میان مردان جوان! از نشستن در سایه‌اش لذت می‌برم، و میوه‌اش به کامم شیرین است.۴او مرا به میخانه درآورده، و عشق است پرچمِ او بر فرازم.۵مرا به گِرده‌های کشمش نیرو بخشید، و به سیبها تازه سازید، زیرا که من بیمارِ عشقم!۶دست چپش زیر سَرِ من است، و به دست راستش در آغوشم کشیده.۷ای دختران اورشلیم، شما را به غزالها و آهوانِ صحرا قسم، که عشق را تا سیر نگشته، زحمت مرسانید و بازمدارید!۸آوازِ دلداده‌ام را می‌شنوم! هان، او می‌آید، جَستان بر فراز کوه‌ها، و خیزان بر فراز تپه‌ها.۹دلدادۀ من همچون غزال است و مانند بچه‌آهو. هان، او در پسِ دیوار ما ایستاده است! از پنجره‌ها می‌نگرد، از میان شبکه‌ها نگاه می‌کند!۱۰دلدادۀ من ندا در داده، مرا گوید: «ای نازنینم، ای دلربای من، برخیز و با من بیا!۱۱زیرا هان زمستان درگذشته و موسِم باران به سر آمده و رخت بربسته است!۱۲زمین گلشن گشته، زمان نغمه‌سرایی فرا رسیده، و آواز فاخته در ولایت ما شنیده می‌شود!۱۳درخت انجیر نخستین میوه‌های خود را آورده، و موها شکوفه کرده، عطرافشان شده است! ای نازنینم، ای دلربای من، برخیز و با من بیا!»

دلداده

۱۴ای کبوتر من، که در شکافهای صخره و جایهای مخفی تخته‌سنگ‌هایی، چهرۀ خود را بر من بنما، و آوازت را به من بشنوان، زیرا که آوازت شیرین است، و چهره‌ات دلربا!۱۵شغالان را برای ما بگیرید، شغالان کوچک را که تاکستانها را خراب می‌کنند، تاکستانهای ما را که شکوفه آورده است!

دلدار

۱۶دلداده‌ام از آنِ من است و من از آنِ اویم؛ او در میان سوسن‌ها می‌چرَد.۱۷ای دلدادۀ من، پیش از آنکه نسیمِ روز وزیدن گیرد، و سایه‌ها دامن بَرکِشند، بازگرد و همچون غزال و بچه‌آهو بر کوه‌های پُرصخره باش.

End of Song of Solomon 2 · 17 verses (Persian NMV)