مکاشفه‌ی عیسی در «من هستم‌ها» · Week 6

من قیامت و حیات هستم

عیسی مسیح می‌گوید: «من قیامت و حیات هستم.» حتی وقتی به نظر می‌رسد شرایط ما به پایان رسیده، عیسی همچنان سرچشمهٔ حیات و امید ماست.این هفته، از طریق داستان ایلعازر، کشف می‌کنیم که آنچه برای ما پایان به نظر می‌رسد، در دستان او می‌تواند به آغازی تازه تبدیل شود؛ حقیقتی که ما را دعوت می‌کند در فصل‌های انتظار به عیسی اعتماد کنیم و امیدمان را به او بسپاریم.

7 sections Download PDF
1
Step 1 / 7
Welcome

خوش‌آمد‌گویی و شهادت

به یکدیگر خوش‌آمد بگویید و در مورد این پرسش‌ها‌ مشارکت کنید.

  • در هفتهٔ گذشته، چگونه صدای شبان نیکو را تشخیص دادید یا از هدایت او پیروی کردید؟ تجربه یا شهادتی از آن را با گروه در میان بگذارید.
  • همچنین، آیهٔ یوحنا ۱۱:۱۰ را از حفظ برای یکدیگر بگویید.
  • آیا تا به حال برای کاری دیر کرده‌اید، یا کسی دیر به قرار با شما رسیده باشد و با خودتان فکر کرده باشید: «دیگر همه‌چیز خراب شد!»؟ اما در نهایت، همه‌چیز بهتر از چیزی که فکر می‌کردید پیش رفته باشد؟ چه اتفاقی افتاد؟

شهادتی دلگرم‌کننده‌ از ایمانداران را از طریق این ویدئو مشاهده کنید.

Watch the video

چند دقیقه را باهم در دعا بگذرانید:

  • یک یا دو نفر برای کارهای خدا شکرگزاری کنند و دعا نمایند تا او همچنان در گروه و زندگی‌های شما عمل کند .همچنین یک نفر برای مشارکت امروز دعا نماید.
2
Step 2 / 7
Worship

پرستش

با ویدئو زیر خدا را بستایید

Watch the video

اگر کسی از اعضای گروه شما سازی می‌نوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.

Chord chart · Dm Tora asheghane dustat daram https://kalameh.org/en/song/tora-asheghane-dustat-daram-1

Chord chart · Em Divaneye eshghe to https://kalameh.org/en/song/divaneye-eshghe-1

3
Step 3 / 7
The Word

کلام خدا

چند نفر از اعضا، آیات زیر را بلند بخوانند

Scripture · یوحنا ۱:۱۱-۴۴

مردی ایلعازَر نام بیمار بود. او از مردمان بِیت‌عَنْیا، دهکدۀ مریم و خواهرش مارتا بود. مریم همان زنی بود که خداوند را با عطر تدهین کرد و با گیسوانش پاهای او را خشک نمود. اینک برادرش ایلعازَر بیمار شده بود. پس خواهرانِ ایلعازَر برای عیسی پیغام فرستاده، گفتند: «سرور ما، دوست عزیزت بیمار است.» عیسی چون این خبر را شنید، گفت: «این بیماری به مرگ ختم نمی‌شود، بلکه برای تجلیل خداست، تا پسر خدا به واسطۀ آن جلال یابد.» عیسی، مارتا و خواهرش و ایلعازَر را دوست می‌داشت. پس چون شنید که ایلعازَر بیمار است، دو روز دیگر در جایی که بود، ماند. سپس به شاگردان خود گفت: «بیایید باز به یهودیه برویم.» شاگردانش گفتند: «استاد، دیری نمی‌گذرد که یهودیان می‌خواستند سنگسارت کنند، و تو باز می‌خواهی بدان‌جا بروی؟» عیسی پاسخ داد: «مگر روز، دوازده ساعت نیست؟ آن که در روز راه رود، نمی‌لغزد، زیرا نور این جهان را می‌بیند. امّا آن که در شب راه رود، خواهد لغزید، زیرا نوری ندارد.» پس از این سخنان بدانها گفت: «دوست ما ایلعازَر خفته است، امّا می‌روم تا بیدارش کنم.» پس شاگردان به او گفتند: «سرور ما، اگر خفته است، بهبود خواهد یافت.» امّا عیسی از مرگ او سخن می‌گفت، حال آنکه شاگردان گمان می‌کردند به خواب او اشاره می‌کند. آنگاه عیسی آشکارا به آنان گفت: «ایلعازَر مرده است. و به‌خاطر شما شادمانم که آنجا نبودم، تا ایمان آورید. امّا اکنون نزد او برویم.» پس توما، که به دوقلو ملقّب بود، به شاگردان دیگر گفت: «بیایید ما نیز برویم تا با او بمیریم.» چون عیسی بدان‌جا رسید، دریافت چهار روز است که ایلعازَر را در قبر نهاده‌اند. بِیت‌عَنْیا پانزده پرتابِ تیر با اورشلیم فاصله داشت. یهودیانِ بسیار نزد مریم و مارتا آمده بودند تا آنان را در مرگ برادرشان تسلی دهند. پس چون مارتا شنید که عیسی بدان‌جا می‌آید به استقبالش رفت، امّا مریم در خانه ماند. مارتا به عیسی گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمی‌مرد. امّا می‌دانم که هم‌اکنون نیز هر چه از خدا بخواهی، به تو خواهد داد.» عیسی به او گفت: «برادرت بر خواهد خاست.» مارتا به او گفت: «می‌دانم که در روز قیامت بر خواهد خاست.» عیسی گفت: «قیامت و حیات مَنَم. آن که به من ایمان آوَرَد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد. و هر که زنده است و به من ایمان دارد، به‌یقین تا به ابد نخواهد مرد؛ آیا این را باور می‌کنی؟» مارتا گفت: «آری، سرورم، من ایمان آورده‌ام که تویی مسیح، پسر خدا، همان که باید به جهان می‌آمد.» این را گفت و رفت و خواهر خود مریم را فرا خوانده، در خلوت به او گفت: «استاد اینجاست و تو را می‌خواند.» مریم چون این را شنید، بی‌درنگ برخاست و نزد او شتافت. عیسی هنوز وارد دهکده نشده بود، بلکه همان‌جا بود که مارتا به دیدارش رفته بود. یهودیانی که با مریم در خانه بودند و او را تسلی می‌دادند، چون دیدند مریم با شتاب برخاست و بیرون رفت، از پی او روانه شدند. گمان می‌کردند بر سر قبر می‌رود تا در آنجا زاری کند. چون مریم به آنجا که عیسی بود رسید و او را دید، به پاهای او افتاد و گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمی‌مرد.» چون عیسی زاری مریم و یهودیانِ همراه او را دید، در روح برآشفت و سخت منقلب گشت. پرسید: «او را کجا گذاشته‌اید؟» گفتند: «سرور ما، بیا و ببین.» اشک از چشمان عیسی سرازیر شد. پس یهودیان گفتند: «بنگرید چقدر او را دوست می‌داشت!» امّا بعضی گفتند: «آیا کسی که چشمان آن مردِ کور را گشود، نمی‌توانست مانع از مرگ ایلعازَر شود؟» سپس عیسی، باز در حالی که برآشفته بود، بر سر قبر آمد. قبر، غاری بود که بر دهانه‌اش سنگی نهاده بودند. فرمود: «سنگ را بردارید.» مارتا خواهرِ متوفا گفت: «سرورم، اکنون دیگر بوی ناخوش می‌دهد، زیرا چهار روز گذشته است.» عیسی به او گفت: «مگر تو را نگفتم که اگر ایمان آوری، جلال خدا را خواهی دید؟» پس سنگ را برداشتند. آنگاه عیسی به بالا نگریست و گفت: «پدر، تو را شکر می‌گویم که مرا شنیدی. من می‌دانستم که همیشه مرا می‌شنوی. امّا این را به‌خاطر کسانی گفتم که در اینجا حاضرند، تا ایمان آورند که تو مرا فرستاده‌ای.» این را گفت و سپس به بانگ بلند ندا در‌داد: «ایلعازَر، بیرون بیا!» پس آن مرده، دست و پا در کفن بسته و دستمالی گِرد صورت پیچیده، بیرون آمد. عیسی به ایشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.»

Scripture · عبرانیان ۱۴:۲

از آنجا که فرزندان از جسم و خون برخوردارند، او نیز در اینها سهیم شد تا با مرگ خود، صاحب قدرت مرگ یعنی ابلیس را به زیر کِشد،

4
Step 4 / 7
Message

پیام این هفته

پیام زیر را با هم تماشا کنید

Watch the video

5
Step 5 / 7
Discuss

بحث و گفتگو

دربارهٔ ‌پرسش‌های زیر با یکدیگر مشارکت کنید:

  • مارتا و مریم فکر می‌کردند که عیسی دیر کرده است. آیا تا به حال احساس کرده‌اید خدا دیر کرده یا شما را فراموش کرده است؟ چه چیزی به شما کمک کرده، یا می‌تواند کمک‌تان کند که همچنان به او اعتماد کنید؟
  • آیا تجربه‌ای داشته‌اید که عیسی در بخشی از زندگی‌تان که فکر می‌کردید دیگر چیزی تغییر نمی‌کند، امید یا حیاتی تازه به وجود آورده باشد؟ چه اتفاقی افتاد؟
  • کدام بخش از زندگی‌تان خشک، ناامیدکننده یا غیرقابل احیا به نظر می‌رسد—شاید موضوعی که حتی دیگر برای آن دعا نمی‌کنید؟ دانستن اینکه عیسی «قیامت و حیات» است، چگونه در این زمینه شما را دلگرم می‌کند؟
     
6
Step 6 / 7
Pray

دعا

برای موضوعات زیر دعا کنید:

  • بخشی از زندگی‌تان را که در آن امیدتان را از دست داده‌اید یا احساس می‌کنید دیگر چیزی تغییر نخواهد کرد، نزد عیسی بیاورید و از او بخواهید در دوران انتظار، به شما کمک کند همچنان به او اعتماد کنید.
  • برای یکدیگر دعا کنید تا در شرایط دشوار، حضور عیسی را تجربه کنید و ایمانتان استوار بماند.
  • برای کسی که امیدش را از دست داده است دعا کنید تا با عیسی، قیامت و حیات، ملاقات کند.
7
Step 7 / 7
This week

تمرین کاربردی هفته

  • این هفته، شرایطی را که نسبت به آن کم‌کم امیدتان را از دست داده‌اید، انتخاب کنید. هر روز آن را نزد عیسی بیاورید و به یاد آورید که او می‌گوید: «من قیامت و حیات هستم.» از او بخواهید کمک‌تان کند تا به‌جای ناامیدی، با ایمان به آن شرایط نگاه کنید.
  • همچنین، با شخصی که برایش دعا کرده‌اید و شاید امیدش را از دست داده باشد، ارتباط برقرار کنید. این هفته، با یک پیام، دیدار، دعا یا در میان گذاشتن امیدی که در عیسی یافته‌اید، او را دلگرم کنید.
  • هفتهٔ آینده، آیهٔ یوحنا ۲۵:۱۱ را از حفظ برای یکدیگر بگویید و تجربه‌ای از اینکه چگونه در شرایط دشوار، امید خود را در عیسی حفظ کردید یا به او اعتماد کردید، با گروه در میان بگذارید.