نگاه من به سوی توست
شاعر و آهنگساز روزبه نجارنژاد
درون درد و تنهایی زمانی که پر از ترسم
زمانی که نمیدانم سوالم را ز که پرسم
زمان گیج و حیرانی فشار و ناله و تردید
زمان غم زمان شک زمان مرگ هر امید
زمانی که به اشکهایم لباس جان من خیس است
تبسم بر لبم دارم ولی از درد لبریزم
زمانی که دل و جانم به دنبال پناهی هست
همه درها به هم خورده درون من یه رنجی هست
نگاه من به سوی توست ، به سوی قهرمان من
تو که خالی شدی از خود ، چشیدی درد جان من
صلیب تو بشد جایی که بخشید فیض و رحمی خاص
خدای درد آشنایم ، بکرد او درد من احساس
تو دیدی اشک ابراهیم به وقت کشتن اسحاق
تو دیدی نالهی ایوب که فرزندش برش جان داد
تو میدیدی غم یعقوب که یوسف داده بود از دست
تو فهمیدی دردی را که بر جان بشر بنشست
تو دردها را گرفتی بر تن و جان خودت عیسی
شفا بخشید زخمهایت تمام درد و رنجم را
که من آن یوسفی بودم که اشکریزان مرا خواندی
در آغوشم گرفتی و به بوسه شرم من راندی
