خداوند شبان جانم است
شاعر و آهنگساز رضا وطنپرست
در کویر تشنه قلبم ، نهر عشقت جاریست خداوند
پیش رویم حصاری از عسرت زمان
قوت توست از اعلا بر من
اندرون قلب من همچون یک مرهمی
در نگاه دیدهام تو ناجی قلبمی
در غروب زندگی هر دم طلوعمی
نزد آبهای روان مرا آرامی دهی
شیدای عشقت ، مبهوت ز فیضش
امین به عهدش تنها اوست یهوه
دانم که بینی زخمهای جانم
احیا نمایی با روح پاکت
خداوند شبان جانم است
محتاج به هیچ چیز نخواهم گشت
در چراگاه سرسبز و زیبا
جانم را تازه سازد
حتی اگر از تاریکترین وادی
بگذرم از بدی نخواهم ترسید
زیرا هر نفس تو در کنارمی
عصا و چوبدستیات قوت قلبم است
در تنگی خویش خداوند را خواندم
نزد خدای خود فریاد برآوردم
او از معبد خود صدایم را شنید
فریادم به گوشش رسید
بر طبق وعده ات عمل نما
مرا بین و تجهیز بنا نما
نگاهم تا ابد به سوی توست
خدای امین ما
