بر وعده هایت
از پیمان-نیلوفر-دنی
نام تو را می خوانم
با پرستش با دعایــم
چون تو هستی تکیه گاهم
مــنجی و پشت و پناهــم
زمین را می نگــری فــریادها را می شنوی
نام توست چون صخره محکــم در روز بلا و تنــگی
جایی که پــرستیدن آسان نیست
هرچیز را نــیکو دیدن آســان نیست
چون به ایمــان زنده ام نه به دیدار
امیدم بــر یاوریست وفادار
بر وعده هــایت خواهم زیست خداوند
گر باشد طــوفانها یا تون آتــش
می دانم هــمراه و غم خوارم هستــی
بر وعده هــایت تو امــین هسـتــی
بر وعده هــایت خواهم زیست خداوند
گر باشد طــوفانها یا تون آتــش
می دانم هــمراه و غم خوارم هستــی
بر وعده هــایت تو امــین هسـتــی
وعده دادی با من هستــی
تا به انقضای عالــم
در بیماری یا تنگدســتی
بــر عهدت همواره هستــی
گفــتی هستم آنکه هستـــم در محبت پایدار هستـــم
ای خداوندم یهوه بــر کلامت من دل بستــم
زمین قـــلبم را تسلیم کرده ام
وعده را هــمچون دانه ای کاشتـــه ام
خداوند تــو بر دانه دیده بانـــی
وعده ات را به کمال می رسانــی
