شوق روی تو
شاعر و آهنگساز فراز دولتخواه
شوق روی تو صدای تو
منو زیر و زبر کرد
عشق تو هستی من
منو حالی دگر کرد
پدر بنگر به حال من که من مشتاق دیدارم
نوازش کن به روح خود رها از قید دنیا من
ز خویش خود برون جستم شدم سرمست دیدارت
ز فیض بیکران تو چنان شیدای شیدا من
ببین عیسی منجی من
تار و پودم به تو بستست
به فیض خود بپوشانم
که من ز عشق تو مستم
شوق وصلت آرزویم روز و شب در جستجویم
تا که بینم روی ماهت حسرت دل را بگویم
تا به عشقت دل ببستم از همه عالم گسستم
بی تو ای شبان جانم کنج تنهایی نشستم
