قدرت یادآوری
خوشآمدگویی و شهادت
به یکدیگر خوشآمد بگویید:
- این هفته برای شما چگونه گذشت و چه احساساتی را تجربه کردید؟
- شهادت دلگرمکنندهای از ایمانداران را میتوانید از طریق این لینک مشاهده نمایید.
چند دقیقه را باهم در دعا بگذرانید:
- یک یا دو نفر برای کار خدا در این روزها شکرگزاری کنید. همچنین یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
پرستش
با پرستش زیر خدا را بستایید
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
بر وعده هایت https://www.kalameh.com/node/7949?type=Minor&?chord=E
سرایم حمد گویم ( خداوندا تو را از خود )سرایم حمد گویم ( خداوندا تو را از خود ) https://www.kalameh.com/node/6840?type=Minor&?chord=A
کلام خدا
چند نفر از اعضا، آیات زیر را بلند بخوانند.
آواز من به سوی خداست، و فریاد برمیآورم؛ آواز من به سوی خداست، و او به من گوش فرا خواهد داد! در روز تنگی خویش خداوندگار را میجویم؛ شبانگاه دست من دراز شده، بازکشیده نمیشود، و جانم از تسلی پذیرفتن ابا میکند. خدا را یاد میکنم و مینالم؛ تأمل میکنم و روحم بیهوش میشود. سِلاه چشمانم را باز نگاه میداری؛ چنان پریشانم که سخن نمیتوانم گفت. به ایام گذشته میاندیشم، به سالهای روزگاران پیشین. شبانگاه سرود خویش را به یاد میآورم؛ در دل میاندیشم و روح من تفتیش میکند: «آیا خداوندگار تا به ابد طرد خواهد نمود؟ و دیگر هرگز نظر لطف نخواهد افکند؟ آیا محبت او برای همیشه پایان پذیرفته، و وعدۀ او برای همۀ نسلها باطل گردیده است؟ آیا خدا فیض خود را از یاد برده، و در خشم خویش، رحمت خود را بازداشته است؟» سِلاه آنگاه گفتم: «این ضعف من است.» زِهی سالهای دست راست آن متعال! کارهای خداوند را یاد خواهم کرد؛ آری، عجایب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد. در تمامی کارهای تو تأمل خواهم کرد و به اعمال تو خواهم اندیشید. خدایا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ همچون خدای ما؟ تو خدایی هستی که کارهای عجیب میکنی؛ تو قدرت خویش را در میان قومها معروف گردانیدهای. به بازوی خود قوم خویش را رهانیدی، فرزندان یعقوب و یوسف را. سِلاه خدایا، آبها تو را دیدند؛ آبها تو را دیدند و به تلاطم درآمدند؛ و ژرفناها به لرزه افتادند. ابرها آب ریختند و آسمانها غرّش کردند؛ و تیرهای تو به هر سو روان شدند! صدای رعدِ تو در گردباد بود، و آذرخشِ تو جهان را روشن ساخت؛ زمین لرزید و به جنبش درآمد. مسیر تو از میان دریا بود، و راهت از میان آبهای عظیم، ولی جای پایت دیده نمیشد. تو قوم خویش را چون گله رهبری کردی، به دست موسی و هارون.
آواز من به سوی خداست، و فریاد برمیآورم؛ آواز من به سوی خداست، و او به من گوش فرا خواهد داد! در روز تنگی خویش خداوندگار را میجویم؛ شبانگاه دست من دراز شده، بازکشیده نمیشود، و جانم از تسلی پذیرفتن ابا میکند. خدا را یاد میکنم و مینالم؛ تأمل میکنم و روحم بیهوش میشود. سِلاه چشمانم را باز نگاه میداری؛ چنان پریشانم که سخن نمیتوانم گفت. به ایام گذشته میاندیشم، به سالهای روزگاران پیشین. شبانگاه سرود خویش را به یاد میآورم؛ در دل میاندیشم و روح من تفتیش میکند: «آیا خداوندگار تا به ابد طرد خواهد نمود؟ و دیگر هرگز نظر لطف نخواهد افکند؟ آیا محبت او برای همیشه پایان پذیرفته، و وعدۀ او برای همۀ نسلها باطل گردیده است؟ آیا خدا فیض خود را از یاد برده، و در خشم خویش، رحمت خود را بازداشته است؟» سِلاه آنگاه گفتم: «این ضعف من است.» زِهی سالهای دست راست آن متعال! کارهای خداوند را یاد خواهم کرد؛ آری، عجایب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد. در تمامی کارهای تو تأمل خواهم کرد و به اعمال تو خواهم اندیشید. خدایا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ همچون خدای ما؟ تو خدایی هستی که کارهای عجیب میکنی؛ تو قدرت خویش را در میان قومها معروف گردانیدهای. به بازوی خود قوم خویش را رهانیدی، فرزندان یعقوب و یوسف را. سِلاه خدایا، آبها تو را دیدند؛ آبها تو را دیدند و به تلاطم درآمدند؛ و ژرفناها به لرزه افتادند. ابرها آب ریختند و آسمانها غرّش کردند؛ و تیرهای تو به هر سو روان شدند! صدای رعدِ تو در گردباد بود، و آذرخشِ تو جهان را روشن ساخت؛ زمین لرزید و به جنبش درآمد. مسیر تو از میان دریا بود، و راهت از میان آبهای عظیم، ولی جای پایت دیده نمیشد. تو قوم خویش را چون گله رهبری کردی، به دست موسی و هارون.
مصیبت و سرگردانیام را به یاد آور، اَفسَنتین و زهر تلخ را! جانم آنها را پیوسته به یاد میآورد و در درونم افسرده میشود. لیکن به این میاندیشم، و از این رو امیدوار خواهم بود: محبتهای خداوند هرگز پایان نمیپذیرد، زیرا که رحمتهای او بیزوال است؛ آنها هر بامداد تازه میشود؛ وفاداری تو عظیم است. جان من میگوید: «خداوند نصیب من است، پس بر او امید خواهم بست.»
مصیبت و سرگردانیام را به یاد آور، اَفسَنتین و زهر تلخ را! جانم آنها را پیوسته به یاد میآورد و در درونم افسرده میشود. لیکن به این میاندیشم، و از این رو امیدوار خواهم بود: محبتهای خداوند هرگز پایان نمیپذیرد، زیرا که رحمتهای او بیزوال است؛ آنها هر بامداد تازه میشود؛ وفاداری تو عظیم است. جان من میگوید: «خداوند نصیب من است، پس بر او امید خواهم بست.»
پیام این هفته
پیام زیر را با هم تماشا کنید
بحث و گفتگو
دربارهٔ پرسشهای زیر با یکدیگر مشارکت کنید:
- در مراثی ارمیا ۳ :۲۱ کدام جمله نقطهٔ چرخش از ناامیدی به سوی امید است؟ چرا این جمله چنین قدرتی دارد؟
- چه عادتها و برنامههای سادهای میتوانید در خانه یا زندگی شخصیتان ایجاد کنید تا یادآوری کارهای خدا در گذشته، بهطور منظم وارد گفتوگوهای امروزتان شود؟
برای مثال:
- داشتن یک دفتر شکرگزاری
- گفتن یک شهادت کوتاه هفتگی دور سفره
- نوشتن دعاهای پاسخدادهشده و قرار دادن آنها در جایی قابلدیدن
دعا
- دعا کنید خدا نگاه شما را از تمرکز بر دردها به تمرکز بر وفاداری خود بازگرداند و در شما عادت یادآوری و اعلام کارهایش را شکل دهد، تا امیدتان تازه بماند.
- دعا کنید ایمانداران با شجاعت کارهای خدا را اعلام کنند و در میان فشارها، بیداری روحانی و امیدی تازه در دل مردم سرزمینتان زنده شود.
- برای خاورمیانه دعا کنید تا در میان تنشها و جنگها، خداوند دست صلح و رحمت خود را بر این منطقه بگستراند، از جانهای بیگناه محافظت کند و امید و آرامش خود را جاری سازد.
تمرین کاربردی هفته
- در همین جلسه، چند دقیقهای را به یادآوری کارهای خدا اختصاص دهید. در سکوت قلب خود تأمل کنید و سپس دو یا سه نمونه مشخص از کارهایی را که خدا در ماههای اخیر در زندگیتان انجام داده است، یادداشت کنید. دستکم یکی از آنها را هنگام مشارکت و صرف چای با یکدیگر در میان بگذارید.
- هر عادت یا تصمیم سادهای که امروز به ذهنتان میرسد، از همین هفته بهطور عملی آغاز کنید. اجازه دهید یادآوری وفاداری خدا به بخشی ثابت و آگاهانه از زندگی روزمرهتان تبدیل شود.
- همچنین در طول هفته با یک نفر تماس بگیرید یا پیامی برای او بفرستید و تنها یکی از این اعمال خدا را بهعنوان شهادت با او در میان بگذارید. بگذارید یادآوری شما، امید را در دل دیگری نیز زنده کند.
