خداوند نزدیک شکسته دلان است
خوشآمدگویی و شهادت
به یکدیگر خوشآمد بگویید:
- این هفته برای شما چگونه گذشت و چه احساساتی را تجربه کردید؟
- وقتی در درد و سختی هستید، بیش از هر چیز دلتان چه میخواهد؟ کسی که اوضاع را درست کند؟ کسی که دلیل آن را برایتان توضیح دهد؟ یا کسی که فقط کنارتان بنشیند و همراهتان باشد؟
- شهادت دلگرمکنندهای از ایمانداران را میتوانید از طریق این ویدیو مشاهده نمایید.
چند دقیقه را باهم در دعا بگذرانید:
- یک یا دو نفر برای کار خدا در این روزها شکرگزاری کنید. همچنین یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
پرستش
با پرستش زیر خدا را بستایید
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
پیروزیم با نام خداوند ( ستایید نامش را ) https://www.kalameh.com/song/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%B1%D8%A7?type=Minor&?chord=B
کلام خدا
چند نفر از اعضا، آیات زیر را بلند بخوانند.
خداوند گفت: «من تیرهروزی قوم خود را در مصر دیدهام و فریاد آنها را از دست کارفرمایان ایشان شنیدهام، و از رنجشان نیک آگاهم.
خداوند گفت: «من تیرهروزی قوم خود را در مصر دیدهام و فریاد آنها را از دست کارفرمایان ایشان شنیدهام، و از رنجشان نیک آگاهم.
خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد.
خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد.
چون عیسی بدانجا رسید، دریافت چهار روز است که ایلعازَر را در قبر نهادهاند. بِیتعَنْیا پانزده پرتابِ تیر با اورشلیم فاصله داشت. یهودیانِ بسیار نزد مریم و مارتا آمده بودند تا آنان را در مرگ برادرشان تسلی دهند. پس چون مارتا شنید که عیسی بدانجا میآید به استقبالش رفت، امّا مریم در خانه ماند. مارتا به عیسی گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمیمرد. امّا میدانم که هماکنون نیز هر چه از خدا بخواهی، به تو خواهد داد.» عیسی به او گفت: «برادرت بر خواهد خاست.» مارتا به او گفت: «میدانم که در روز قیامت بر خواهد خاست.» عیسی گفت: «قیامت و حیات مَنَم. آن که به من ایمان آوَرَد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد. و هر که زنده است و به من ایمان دارد، بهیقین تا به ابد نخواهد مرد؛ آیا این را باور میکنی؟» مارتا گفت: «آری، سرورم، من ایمان آوردهام که تویی مسیح، پسر خدا، همان که باید به جهان میآمد.» این را گفت و رفت و خواهر خود مریم را فرا خوانده، در خلوت به او گفت: «استاد اینجاست و تو را میخواند.» مریم چون این را شنید، بیدرنگ برخاست و نزد او شتافت. عیسی هنوز وارد دهکده نشده بود، بلکه همانجا بود که مارتا به دیدارش رفته بود. یهودیانی که با مریم در خانه بودند و او را تسلی میدادند، چون دیدند مریم با شتاب برخاست و بیرون رفت، از پی او روانه شدند. گمان میکردند بر سر قبر میرود تا در آنجا زاری کند. چون مریم به آنجا که عیسی بود رسید و او را دید، به پاهای او افتاد و گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمیمرد.» چون عیسی زاری مریم و یهودیانِ همراه او را دید، در روح برآشفت و سخت منقلب گشت. پرسید: «او را کجا گذاشتهاید؟» گفتند: «سرور ما، بیا و ببین.» اشک از چشمان عیسی سرازیر شد.
چون عیسی بدانجا رسید، دریافت چهار روز است که ایلعازَر را در قبر نهادهاند. بِیتعَنْیا پانزده پرتابِ تیر با اورشلیم فاصله داشت. یهودیانِ بسیار نزد مریم و مارتا آمده بودند تا آنان را در مرگ برادرشان تسلی دهند. پس چون مارتا شنید که عیسی بدانجا میآید به استقبالش رفت، امّا مریم در خانه ماند. مارتا به عیسی گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمیمرد. امّا میدانم که هماکنون نیز هر چه از خدا بخواهی، به تو خواهد داد.» عیسی به او گفت: «برادرت بر خواهد خاست.» مارتا به او گفت: «میدانم که در روز قیامت بر خواهد خاست.» عیسی گفت: «قیامت و حیات مَنَم. آن که به من ایمان آوَرَد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد. و هر که زنده است و به من ایمان دارد، بهیقین تا به ابد نخواهد مرد؛ آیا این را باور میکنی؟» مارتا گفت: «آری، سرورم، من ایمان آوردهام که تویی مسیح، پسر خدا، همان که باید به جهان میآمد.» این را گفت و رفت و خواهر خود مریم را فرا خوانده، در خلوت به او گفت: «استاد اینجاست و تو را میخواند.» مریم چون این را شنید، بیدرنگ برخاست و نزد او شتافت. عیسی هنوز وارد دهکده نشده بود، بلکه همانجا بود که مارتا به دیدارش رفته بود. یهودیانی که با مریم در خانه بودند و او را تسلی میدادند، چون دیدند مریم با شتاب برخاست و بیرون رفت، از پی او روانه شدند. گمان میکردند بر سر قبر میرود تا در آنجا زاری کند. چون مریم به آنجا که عیسی بود رسید و او را دید، به پاهای او افتاد و گفت: «سرورم، اگر اینجا بودی برادرم نمیمرد.» چون عیسی زاری مریم و یهودیانِ همراه او را دید، در روح برآشفت و سخت منقلب گشت. پرسید: «او را کجا گذاشتهاید؟» گفتند: «سرور ما، بیا و ببین.» اشک از چشمان عیسی سرازیر شد.
پیام این هفته
پیام زیر را با هم تماشا کنید
بحث و گفتگو
دربارهٔ پرسشهای زیر با یکدیگر مشارکت کنید:
- در انجیل یوحنا ۱۱، عیسی با مریم و مارتا به شکلهای متفاوتی سخن میگوید. این موضوع چه چیزی دربارهٔ شیوهٔ نزدیک شدن خداوند به هر یک از شما بهصورت شخصی نشان میدهد؟
- در روزهایی که قلبها زخمیتر از همیشهاند، شما چگونه میتوانید حامل حضورِ نزدیکِ خدا برای دیگران باشید؟
- بهصورت عملی، با چه رفتار و سخنی میتوانید نزدیکی و محبت خدا را به دیگران منتقل کنید.
دعا
- دعا کنید خداوند شکستگیهای پنهان دلتان را لمس کند و ترسهایتان را به اعتماد و آرامشی عمیق تبدیل سازد.
- برای دیگر ایمانداران و مردم سرزمینتان دعا کنید تا تسلی خدا خانهها را پر کند، دلهای شکسته ترمیم شوند و امید در میان فشارها زنده بماند.
تمرین کاربردی هفته
- این هفته، هر روز حداقل ۵ الی ۱۰ دقیقه در سکوت بر مزمور۱۸:۳۴ تمرکز کنید. آیه را آرام و با تأمل تکرار نمایید و اجازه دهید حقیقت آن در قلبتان بنشیند و آرامش بیاورد.
- سپس همان تسلّایی را که خودتان دریافت کردهاید، به شکل یک پیام شخصی و محبتآمیز، یا با حضوری آگاهانه، به کسی منتقل کنید که میدانید احساس تنهایی یا شکستگی دارد. بهطور مشخص به او بگویید چرا به یادش افتادهاید و این آیه چگونه شما را لمس کرده است.
