ما میتوانیم به دیگران امید زنده را منتقل کنیم
خوش آمدگویی
دعا
از شخصی بخواهید که برای شروع جلسه دعا کند.
شهادت
آیاتی که هفته گذشته نوشتید چطور باعث امید به شما شد؟
شروع گفتگو
آیا تا به حال کسی برای شما کاری انجام داده است که امید را در دل شما زنده کند؟ آن را به اشتراک بگذارید.
اجازه دهید هر شخص تجربههای شخصیاش را با شما در میان بگذارد.
پرستش
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
به حضورت آمدهام https://www.kalameh.com/sites/default/files/songs/lyrics/Be%20hozoorat%20amadeam.pdf
مشتاقیم ( لمس کن ای روح خدا )مشتاقیم ( لمس کن ای روح خدا ) https://www.kalameh.com/sites/default/files/songs/lyrics/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%82%DB%8C%D9%85.pdf
سخن بگو از عمقهایسخن بگو از عمقهای https://www.kalameh.com/sites/default/files/songs/lyrics/%D8%B3%D8%AE%D9%86%20%D8%A8%DA%AF%D9%88.pdf
مطالعه کلام
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
ساقی و نانوا
چندی بعد، ساقی و نانوای پادشاه مصر، به سرور خویش پادشاه مصر خطا ورزیدند. فرعون بر این دو خدمتگزار خود، یعنی رئیس ساقیان و رئیس نانوایان خشم گرفت و آنان را در زندانِ امیرِ قراولانِ دربار، همان جا که یوسف در بند بود، زندانی کرد. امیرِ قراولان، یوسف را برگماشت تا با ایشان باشد و ایشان را خدمت کند. و مدتی در زندان ماندند. شبی هر دو، یعنی ساقی و نانوای پادشاه مصر که در زندان در بند بودند، خوابی دیدند، هر یک خواب خود را. و هر خواب تعبیری از آنِ خود داشت. پس بامدادان، چون یوسف نزد آنان رفت، دید که مضطرب هستند. پس، از آن خدمتگزاران فرعون که همراه او در زندانِ سَرورش بودند، پرسید: «از چه سبب چنین غم بر چهره دارید؟» پاسخ دادند: «خوابی دیدهایم، ولی کسی نیست که آن را تعبیر کند.» پس یوسف بدیشان گفت: «مگر تعبیرها از آنِ خدا نیست؟ خوابتان را به من بازگویید.» آنگاه رئیس ساقیان خواب خود را برای یوسف بیان کرده، گفت: «در خواب، تاکی در برابر من بود، و آن تاک سه شاخه داشت که جوانه زدند و شکوفه آوردند و خوشههایشان انگورِ رسیده به بار آورد. جام فرعون در دستم بود و انگورها را چیدم و در جام فرعون فشردم و جام را در دست او نهادم.» یوسف به او گفت: «تعبیر خواب این است: سه شاخه، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سَر تو را بر خواهد افراشت و تو را به مقام پیشینت باز خواهد گمارد و تو جام فرعون را، همچون زمانی که ساقی او بودی، در دست وی خواهی نهاد. فقط زمانی که برای تو نیکو شد، مرا به یاد آور و بر من احسان کن؛ احوال مرا به فرعون بازگو و از این خانه آزادم کن. زیرا براستی مرا از سرزمین عبرانیان دزدیدهاند، و اینجا نیز کاری نکردهام که مرا در سیاهچال افکنند.» چون رئیس نانوایان دید که تعبیر، نیکو بود، به وی گفت: «من نیز خوابی دیدم، که اینک سه سبدِ نان بر سرم قرار داشت. سبد بالایی پر از هر گونه خوراک پخته برای فرعون بود، ولی پرندگان آنها را از سبدی که بر سر من بود، میخوردند.» یوسف گفت: «تعبیر خواب این است: سه سبد، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سر تو را از تَنَت بر خواهد افراشت و تو را بر دار خواهد آویخت؛ و پرندگان گوشت تن تو را خواهند خورد.» در روز سوّم، که روز میلاد فرعون بود، فرعون برای همۀ خدمتگزارانش ضیافتی به پا کرد و سر رئیس ساقیان و سر رئیس نانوایان را در میان خدمتگزاران خویش، برافراشت. رئیس ساقیان را به ساقیگریش بازگردانید، و او جام در دست فرعون مینهاد. ولی رئیس نانوایان را بر دار آویخت، همانگونه که یوسف برای ایشان تعبیر کرده بود. ولی رئیس ساقیان از یوسف یاد نکرد، بلکه او را فراموش نمود.
ساقی و نانوا
چندی بعد، ساقی و نانوای پادشاه مصر، به سرور خویش پادشاه مصر خطا ورزیدند. فرعون بر این دو خدمتگزار خود، یعنی رئیس ساقیان و رئیس نانوایان خشم گرفت و آنان را در زندانِ امیرِ قراولانِ دربار، همان جا که یوسف در بند بود، زندانی کرد. امیرِ قراولان، یوسف را برگماشت تا با ایشان باشد و ایشان را خدمت کند. و مدتی در زندان ماندند. شبی هر دو، یعنی ساقی و نانوای پادشاه مصر که در زندان در بند بودند، خوابی دیدند، هر یک خواب خود را. و هر خواب تعبیری از آنِ خود داشت. پس بامدادان، چون یوسف نزد آنان رفت، دید که مضطرب هستند. پس، از آن خدمتگزاران فرعون که همراه او در زندانِ سَرورش بودند، پرسید: «از چه سبب چنین غم بر چهره دارید؟» پاسخ دادند: «خوابی دیدهایم، ولی کسی نیست که آن را تعبیر کند.» پس یوسف بدیشان گفت: «مگر تعبیرها از آنِ خدا نیست؟ خوابتان را به من بازگویید.» آنگاه رئیس ساقیان خواب خود را برای یوسف بیان کرده، گفت: «در خواب، تاکی در برابر من بود، و آن تاک سه شاخه داشت که جوانه زدند و شکوفه آوردند و خوشههایشان انگورِ رسیده به بار آورد. جام فرعون در دستم بود و انگورها را چیدم و در جام فرعون فشردم و جام را در دست او نهادم.» یوسف به او گفت: «تعبیر خواب این است: سه شاخه، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سَر تو را بر خواهد افراشت و تو را به مقام پیشینت باز خواهد گمارد و تو جام فرعون را، همچون زمانی که ساقی او بودی، در دست وی خواهی نهاد. فقط زمانی که برای تو نیکو شد، مرا به یاد آور و بر من احسان کن؛ احوال مرا به فرعون بازگو و از این خانه آزادم کن. زیرا براستی مرا از سرزمین عبرانیان دزدیدهاند، و اینجا نیز کاری نکردهام که مرا در سیاهچال افکنند.» چون رئیس نانوایان دید که تعبیر، نیکو بود، به وی گفت: «من نیز خوابی دیدم، که اینک سه سبدِ نان بر سرم قرار داشت. سبد بالایی پر از هر گونه خوراک پخته برای فرعون بود، ولی پرندگان آنها را از سبدی که بر سر من بود، میخوردند.» یوسف گفت: «تعبیر خواب این است: سه سبد، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سر تو را از تَنَت بر خواهد افراشت و تو را بر دار خواهد آویخت؛ و پرندگان گوشت تن تو را خواهند خورد.» در روز سوّم، که روز میلاد فرعون بود، فرعون برای همۀ خدمتگزارانش ضیافتی به پا کرد و سر رئیس ساقیان و سر رئیس نانوایان را در میان خدمتگزاران خویش، برافراشت. رئیس ساقیان را به ساقیگریش بازگردانید، و او جام در دست فرعون مینهاد. ولی رئیس نانوایان را بر دار آویخت، همانگونه که یوسف برای ایشان تعبیر کرده بود. ولی رئیس ساقیان از یوسف یاد نکرد، بلکه او را فراموش نمود.
پیغام این هفته
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
بحث و گفتگو
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- چرا امید زنده را باید به دیگری انتقال داد؟
- حتی اگر در شرایط سخت باشیم ، چطور میتوانیم به اطرافیانمان امید زنده دهیم؟
تمرین کاربردی هفته
به کسی که میشناسید و واقعاً به امید نیاز دارد فکر کنید. این هفته به او امید بدهید.
مثلاً به اشتراک گذاشتن یک آیه، کمک کردن، فرستادن لینک یک سرود پرستشی، صحبت درباره عیسی و غیره...
دعا و پرستش
دعا
برای موضوعات زیر با اعضای گروه خود در اتحاد دعا کنید.
- حوادث و اتفاقات دنیا (سیل، انتخابات، تورم، آتش سوزی، جنگ و غیره)
- نیازهای افراد گروه (سلامتی، آینده فرزندان، شغل و غیره)
- شخصی که به امید نیاز دارد را در دعا به یاد داشته باشید و برای یکدیگر دعا کنید تا چشمانتان به نیاز دیگری باز شود و آماده باشید تا در صورت فراهم شدن فرصت، امید زنده خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
آمادگی برای هفته آینده
- پیدایش ۴۲ تا پیدایش ۴۶ را بخوانید تا داستان یوسف را دنبال کنید.
- اگر میتوانید، فصلهای ۴۲ تا ۴۹ را بخوانید.
پرستش
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
امیدت را از دست نده https://www.kalameh.com/sites/default/files/songs/lyrics/Omidat%20ra%20az%20dast%20nade%20%281%29.pdf
