م

مزمور نوزدهم

مژده ‌شیروانیان

۱ دقیقه 21 سال پیش

جلال خدا را سما گفتگو کند این فلک شرح اعمال او

سخن‌روز راند ز شکر و ثنا سرودی ز شب بهر عرفان او

کلام و سخن گشت هر دو فنا هم آوازها بهر افعال او

برون رفت قانونِ هر روز و شب به دنیای او و به اقصای او

چو آید برون شادی‌اش از زبان به امثال کردند داماد و یا پهلوان‌

نیاید ز گرمای او کس برون مدارش بود از کران تا کران‌

بود شرع او کامل و بی‌نظیر بگرداند آن روحم و جسم و جان‌

شهادات او چون بسازد حکیم شود جاهل از حکم او شادمان‌

چو پاک است امر دلش‌، پر صفا شود چشم روشن ز حکم خدا

بود حکم او جمله عدل و ز حق بود قیمتی تر ز زرّ و طلا

کلام تو شیرین بود چون عسل تَنَبُه شود بنده‌ات از خطا

که داند چه کردست پاک و خطا ز مخفی گناهان‌، تو پاکم نما

نگاهم بدار از همه کبر من غرورم نگردد مسلط به من‌

شود آنچه گویم به منظور تو چه حرف و سخن یا که افکار من‌

مبرا شوم از گناه و ز عیب چو شویی به کل‌، زشتْ اعمال من‌

چو صخره پناهم بده ای خدا نجاتم تو هستی‌، تو همراه من‌

 

شاید این‌ها را هم بپسندید

مقالات دیگر از کلمه

لینک کپی شد