ت

تولـــد

شعر فاطمه سجادی

۱ دقیقه 21 سال پیش

تصویرها با فریاد، درد شکنجۀ گفتار را

محبت نامیدند

از تن بلور آئینه‌، شهادت نامی را

پیغام دادند

نه در خیال خاطره‌ها، بلکه در آغاز خشکیده‌

اما عشق مادر شد، در علوفه زاری خاموش‌

چنان زیبا چون بلبلان‌، در باغ‌های پر از شکوفه‌

از باکره‌ای با تمامی پاکی‌ها

پاداش اعتماد مریم‌، تا نخستین بوسه را،

بر دستان محبتش زند

چشمه‌ها جوشید، نسیم وزید

خورشید از راه رسید

مسیح در آغوش تبسم‌، با خون خویش‌

اشتیاق پر صداقت‌، برزندگی آدمیان شد

در خانه چراغی‌، که از رنگ خواب‌دار

مرگ انتظار را نشان می‌داد

و امید را دنبال می‌کرد

شعله زن بدر آمد

با هزاران دردِ شاد

تا حقیقت را در خلوت مسیح‌، بازیابیم‌

و در ابدیت پر ستاره‌اش‌، گام زنیم‌.

 
 

 

شاید این‌ها را هم بپسندید

مقالات دیگر از کلمه

لینک کپی شد